کتاب داستان امام کاظم (ع)
سایر تصاویر محصول

کتاب داستان امام کاظم (ع)

پیشوایان هدایت (10) امام کاظم (ع)
آشنایی کودکان و نوجوانان با 14 معصوم (ع)
قیمت 21000 تومان برای مجموعه 14 جلدی می باشد
 
شناسنامه کتاب                                                                      
                           
  • ناشر : نشاط
  • موضوع : داستان های مذهبی
  • نویسنده : عاطفه محمد علی
  • شمارگان : 5000
  • تعداد صفحه : 12
  • نوع کاغذ : خارجی
  • شابک : 3-94-6393-964-978

کتاب داستان امام کاظم (ع)

نمونه متن کتاب داستان امام کاظم (ع)

 

علی بن یقطین

هارون وزیری داشت به نام علی بن یقطین . او یکی از شاگردان برجسته امام کاظم (ع) بود و نزد آن حضرت و در میان شیعیان مقام و موقعیت مناسبی داشت . با موافقت امام (ع) مقام وزیری هارون را پذیرفت . چند بار می خواست از مقام خود استعفا دهد ، ولی امام (ع) مانع شد . هدف امام از وزارت او ، حفظ جان ، مال و حقوق شیعیان و نیز پشتیبانی از فعالیت های مخفیانه آنان بود .

او چند بار از خطر مرگ نجات یافت . هارون گاه گاهی هدایایی به وی می داد . یک بار لباسی زربافت مخصوص شاهان را به او هدیه کرد . علی نیز این لباس را همراه مبلغی پول برای امام کاظم (ع) فرستاد . امام پول را قبول کرد ولی لباس را بر گرداند و برای او نوشت که لباس را نگهداری کند . پس از چند روز فردی به هارون گزارش داد که علی از پیروان امام کاظم (ع) است و هر سال برای او خمس می فرستد . لباسی را که به او بخشیده ای برای او فرستاده است . هارون از شنیدن خبر خشمگین شد و گفت : اگر علی چنین کرده باشد ، خونش را می ریزم . او را احضار کرد و پرسید لباسی را که به تو هدیه کرده ام کجاست ؟ علی گفت : آن را در صندوقی معطر گذاشته ام . هر روز صبح ، در صندوق را باز می کنم ، آن را تماشا کرده و می بوسم بعد در صندوق را می بندم .

هارون گفت : همین الان لباس را بیاور . علی نیز غلامی را فرستاد و لباس را آورد . هارون با دیدن لباس آرام گرفت و دستور داد تا به فردی که این خبر را آورده ؛ هزار ضربه شلاق زدند . آن فرد نیز زیر ضربات شلاق جان داد .

 

صبر امام کاظم (ع)

یکی از دشمنان امام گفت : کاری می کنم که او صبر و حوصله اش را از دست بدهد . برای همین هم به ته عصایش میخی فرو کرد . سر راه امام منتظر ماند تا او سر برسد . وقتی امام به مسجد می رفت آن مرد جلو رفت و گفت چند سوال دارم . او با پرسیدن چند سوال نزدیک امام رفت و میخ تع عصا را به پای آن حضرت فرو کرد پس از مدتی که امام جواب سوال هایش را داد به او گفت : برادر ممکن است کمی عقب تر بروی . می ترسم لباس هایت خونی شود . آن مرد خجالت کشید و از امام معذرت خواهی کرد .

نظرات کاربران درباره کتاب داستان امام کاظم (ع)

نظری در مورد این محصول توسط کاربران ارسال نگردیده است.
اولین نفری باشید که در مورد کتاب داستان امام کاظم (ع) نظر می دهد.

ارسال نظر درباره کتاب داستان امام کاظم (ع)

لطفا توجه داشته باشید که ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
 
کد امنیتی *
captcha
قیمت: 210,000 ریال
وضعیت موجودی موجود
وزن 650 گرم