کتاب قافله عشق

قافله عشق

اشعار و نوحه های محرم و صفر

همراه با سی دی سبک

 

شناسه کتاب                                                                    

 

  • ناشر : عروج اندیشه

  • موضوع : مداحی و روضه اهل بیت (ع)

  • گرد آورنده : رضا یعقوبیان

  • شمارگان : 2000

  • تعداد صفحه : 272

  • نوع کاغذ : خارجی

  • قطع کتاب : جیبی

  • شابک : 3-51-8671-964-978

کتاب قافله عشق

نمونه متن کتاب قافله عشق

 

ذکر مصیبت حضرت علی اصغر (ع)

امام حسین (ع) نزد خواهرش ام کلثوم آمد و به او فرمود : ای خواهر ترا در مورد نگهداری کودک شیر خوارم سفارش می کنم ، زیرا این کودک شش ماهه است و به مراقبت نیاز دارد ، ام کلثوم عرض کرد : ای برادر این کودک سه روز است که آب نیاشامیده از قوم برای او شربت آبی بگیر . امام حسین (ع) علی اصغرش را در آغوش گرفت و به سوی قوم رفت ، خطاب به قوم فرمود : شما بردارن و فرزندان و یارانم را کشتید و از آن ها جز این کودک که گناه ندارد ، نزد شما آورده ام تا به او آب بدهید . ای قوم اگر به من رحم نمی کنید به این کودک رحم کنید آیا او را نمی بینید که چگونه از شدت و حرارت تشنگی ، دهان را باز و بسته می کند ؟ هنوز سخن امام تمام نشده بود به اشاره عمر سعد حرمله بن کاهل اسدی گلوی او را هدف تیر سه شعبه اش قرار داد که تیر به گلو اصابت کرد . از شریان چپ تا شریان راست علی اصغر بریده شد و یا از گوش تا گوش او ذبح گردید . در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (ع) چنین آمده : سلام بر عبدالله شیرخوار فرزند امام حسین (ع) که هدف تیر قرار گرفت و در خون خود غوطه ور شد و خونش به آسمان صعود کرد و سرش به وسیله تیر دشمن در آغوش پدر ذبح گردید . خداوند قاتل و تیر اندازنده به سوی او حرمله بن کاهل را لعنت کند . امام آن کودک را به زینب (ع) داد و فرمود : او را نگهدار و دستش را زیر گلوی کودک گرفت ، پر از خون شد آن خون را به طرف آسمان پاشید و گفت : چون خداوند این منظره را میبیند آنچه از این مصیبت بر من وارد شد برایم آسان است و در احتجاج آمده : امام حسین (ع) از اسب پیاده شد و در کنار خیمه یا پشت خیمه با غلاف شمشیرش قبری کند و کودکش را به خونش رنگین نمود و دفن کرد .

مصیبت جگر سوز علی اصغر به قدری بر امام حسین (ع) سخت بود که آن حضرت در حالی که گریه می کرد به خدا متوجه شد و عرض کرد : خدایا خودت بین ما و این قوم داوری کن . آن ها ما را دعوت کردند تا ما را یاری کنند ولی به کشتن ما اقدام می کنند از جانب آسمان ندائی شنید : ای حسین (ع) در فکر اصغر نباش . هم اکنون دایه ای در بهشت برای شیردادن به او آماده است این ندا ندای دلداری به امام حسین (ع) بود تا بتواند فاجعه غمبار مصیبت علی اصغر را تحمل کند . ( صفحه 114 کتاب قافله عشق )

 

رخ جانپرور

آمدم با چه شتابی زحرم در بر تو

با امیدی که ببینم رخ جان پرور تو

سر و مشک و علم و دست تو از هم چو گسست

دشمنم گفت که پاشید زهم لشگر تو

نیست تقصیر فرات این همه شرمندگیت

خشک شد دیده اش از ریختن ساغر تو

گرکه از شرم سر از سجده نیاری بالا

پس چسان تیر برارم زنگاه تر تو

از غم مشک زبس دیده تو خونبار است

ریخته خون چو نقابی به رخ انور تو

بیش از این تا که تو احساس به غربت نکنی

مادرم فاطمه آمد عوض مادر تو

شده مجموعه ای از خاطره پا تا به سرت

یاد حیدر کنم از زخم عمیق سر تو

کمرم راست نگردد زچنین خم شدنت

با چه رویی ببرم سوی حرم پیکر تو

روضه خوانان عطش از عطشم دم نزنند

که دهند شرح لب و دیده خشک و تر تو

( صفحه 132 کتاب قافله عشق )

 

 

ذکر مصیبت حضرت اباالفضل العباس (ع)

وقتی که همه یاران امام حسین (ع) به شهادت رسیدند و حضرت عباس (ع) خود را تنها یافت به حضور برادر آمد و عرض کرد : آیا اجازه می دهی به میدان بروم امام حسین (ع) شدیدا گریه کرد و سپس فرمود : ای برادر تو صاحب پرچم من هستی ، حضرت عباس (ع) عرضه داشت : سینه ام تنگ شده و از زندگی به تنگ آمده ام ، میخواهم انتقام خون شهیدان را از دشمن بگیرم ، امام حسین (ع) فرمود : پس برو برای این کودکان تشنه لب اندکی آب بیاور ، در روایتی آمده : خیمه ای مخصوص مشک های آب بود ، او به خیمه مخصوص مشک های آب وارد شد دید کودکان پیراهن های خود را بالا زده و شکم های خود را بر مشک های نمدار می گذارند تا بلکه عطش آن ها کمتر شود ، به آنان فرمود : نور دیدگانم صبر کنید اکنون می روم و برای شما آب می آورم . نیزه و مشک خود را برداشت و سوار بر اسب به سوی فرات رفت ( طبق بعضی روایات امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) هر دو با هم به میدان رفتند و لشکر دشمن را شکافتند و حضرت عباس (ع) کم کم به سوی فرات رهسپار شد و بین این دو جدائی افتاد . پس از کشته شدن هشتاد نفر به آب رسید ، کمی از آب برداشت و کنار دهان اسب برد تا بیاشامد ، سپس کمی از آب را برداشت بعد از آب را به روی آب ریخت و بدون آن که آبی بنوشد مشک را پر کرد و با خود گفت : ای نفس بعد از حسین (ع) زندگی تو ارزش ندارد و نباید پس از او باقی بمانی ، منقول است که حضرت علی (ع) در شب 21 ماه رمضان حضرت عباس (ع) را در آغوش گرفت و فرمود : پسرم بزودی در روز قیامت بوسیله تو چشمم روشن می گردد ، پسرم هنگامی که روز عاشورا فرارسید و بر شریعه آب وارد شدی مبادا آب بیاشامی با این که برادرت تشنه است . در راه برگشت به خیمه او را محاصره کردند ، تعداد زیادی از آنان کشته شدند ولی در نهایت ناجوانمردانه از پشت کمین نمودند و دست راست و سپس دست چپ او را قطع کردند ، مشک را به دندان گرفت و در تلاش بود آن را به خیمه ها برساند که تیری بر مشک خورد و آن ریخت . تیر دیگری به سینه یا چشم او نشست و سپس عمود آهنین بر فرق سرش خورد و از سر بر زمین افتاد ... ( صفحه 134 کتاب قافله عشق )

فهرست کتاب قافله عشق

فهرست کتاب قافله عشق

 

سرآغاز

مدح سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

ورودیه کربلا

حضرت رقیه (ع)

حضرت حر

حضرت حبیب ابن مظاهر

حضرت عبدالله ابن الحسن (ع)

طفلان حضرت زینب (ع)

حضرت قاسم ابن الحسن (ع)

حضرت علی اصغر (ع)

حضرت علی اکبر (ع)

حضرت اباالفضل العباس (ع)

شب عاشورا

روز عاشورا وداع

روز عاشورا شهادت امام حسین (ع)

شام غریبان

روز یازدهم محرم

ورود به کوفه

حضرت امام سجاد

ورود به شام

مجلس یزید

اربعین

بازگشت به مدینه

رحلت حضرت پیامبر اسلام (ص)

شهادت امام حسن مجتبی (ع)

شهادت حضرت امام رضا (ع)

نظرات کاربران درباره کتاب قافله عشق

نظری در مورد این محصول توسط کاربران ارسال نگردیده است.
اولین نفری باشید که در مورد کتاب قافله عشق نظر می دهد.

ارسال نظر درباره کتاب قافله عشق

لطفا توجه داشته باشید که ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
 
کد امنیتی *
captcha
قیمت: 85,000 ریال
وضعیت موجودی موجود
وزن 240 گرم